تبلیغات
زندگی جدید - داغونم
سلام.خوبین؟

ببخشید چند روزه تو وب هیچکدومتون نمیام.حوصله خودمم نداشتم ک حتی ی مطلب تو وب خودم بذارم.دلم تنگ شده...خیلی...دیشب پیام اومد خونمون.
تاالان خوابیده بود.ساعت 11 بزور بلندش کردم صبحونخ خوردیم باز خوابید.هیچوقت باهم نمیریم بیرون.البته فقط نصفه شبا یا وقتایی که هیشکی ییرون نیست مثل ظهر...
ساعت 12 میگه بریم بیرون.منم بهش گفتم الان وقت بیرون رفتن نیست.کی الان بیرونه؟گفت میخوای کسی ببیندت؟گفتم نه اصلا دوست ندارم کسی منو با نانزدم ببینه.دوباره رو تختم خوابید.الانم گوشیش زنگ زد نمیدونم کی بود.
دارم داغون میشم اصلا بودنشو حس نمیکنم

وتون بهم خیلی انرژی میده...و حرفاتونو دوست دارم.ممنون ک هستین


تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | 08:22 | نویسنده : دختر بارانی | نظرات


  • paper | وب فارسی بوک | وب قالب وبلاگ
  • خرید بک لینک | وب بن تن