تبلیغات
زندگی جدید - خدایا ادرکنی در این ایام امتحانات...
سلام.خیلی وقت بود آپ نکرده بودم اصلا انگار حوصلم نمیگرفت.
دلم تعطیلات میخواد...خدا کنه امتحانازودتر بیاد و بره.تموم شه بره پی کارش.
مام بریم پی کارمون.والا خسته شدیم تو این گرما.همه دانشگاها قبل ماه رمضون امتحاناشون تموم میشه اونوقت ما باید تو گرما با دهن روزه!بریم امتحان بدیم.تازه از آخر خرداد امتحانامون شروع میشه.
پنج شنبه پیام اومد خونمون.تا دیشبم بود.دیشب بااینکه هوا تازه آروم شده بود و بازم احتمال طوفان و بارون بود،راه افتاد بعد از شام رفت تهران.
از بس کم میبینمش،وقتی میاد دلم نمیخواد بره.میخواستم کلاسای این هفته رو بپیچونم باهاش برم.ولی جرات نکردم زیاد بگم.گفتم شاید پررو بشه فک کنه دلم براش خیییلی تنگ میشه.......هرچند که خب خیلی میشه...
ولی نباید بدونه که.میترسم جنبه نداشته باشه
پنج شنبه صبح ک تو اتاقم تنها بودم و الکی مثلا داشتم درس میخوندم،به این فک کردم که ما تو این یه سالی که با همیم،یعنی عقدیم،هنوز نشده یه هفته کامل پیش هم باشیم...   :|
واسه همین خیلی از اخلاقای هم هنوز کامل دستمون نیومده.گیر داده هر چند وقت یه بار میگه تو باهام یه جوری رفتار کردی از اول ک من نتونستم راحت بهت در مورد گذشتم بگم.فک کنم خیلی مشتاقه که بگه قبلا دوس دختر داشته:(((( من نخوام بدونم باید کیو ببینم؟؟؟؟!!!! :|



تاریخ : شنبه 9 خرداد 1394 | 11:14 | نویسنده : دختر بارانی | نظرات


  • paper | وب فارسی بوک | وب قالب وبلاگ
  • خرید بک لینک | وب بن تن