تبلیغات
زندگی جدید - دیگه هیشکی اینحا نمیاد...جز بهار.مرسی بهار جون مرسی که هستی
حال من بد است.معده م ورم کرده دارم از درد میمیرم.پیام هم پیشم نیست یه کم واسش ناز کنم بغلم کنه گریه کنم بهتر بشم تازه بعد دو سه ساعت پیچیدن من از درد به خودم،الان اس داده چی شده عزیزم:|
امتحان اولو دادم خلاصه.بد نبود.ولی قبول میشم ایشالا.دوست داشتم چیزی ب نام امتحان ترم وجود نداشت فقط اساتید با توجه به فعالیت کلاسیمون در طول ترم بهمون خودشون یه نمره ای میدادن پاس میشدیم میرفتالان بابام گفت مژگان جان زیاد تو بحر گوشی نرو.ذهنت زیادی مشغول گوشی میشه درستو یاد نمیگیری باباجان.بعدشم برق اتاقمو خاموش کرد رفت.منم گفتم چشم.باباجون خیلی دوستت دارم.هم شما و هم مامانو خیلی اذیتتون کردم حلالم کنین.هر وقت یادم میفته بعد عروسی ازشون دور میشم خیلی دلم میگیره و گریه میکنم.اصلا قدر باهم بودنمونو ندونستم تو کل سالهای عمرم.


تاریخ : شنبه 19 دی 1394 | 23:01 | نویسنده : دختر بارانی | نظرات


  • paper | وب فارسی بوک | وب قالب وبلاگ
  • خرید بک لینک | وب بن تن