تبلیغات
زندگی جدید - به "زن" بودن خویش افتخــــــــــــــار میکنم
خداوند می دانست که در سالهای ابتدایی آفرینش "زن"،عده ای به او بی احترامی میکنند،او را زنده به گور می کنند؛خداوند میدانست...حتی می دانست هتک حرمتهایی را که نسبت به "زن" میکنند...

خداوند قبل از آفرینش "زن"،میدانست مردانی!با تهمتهای ناروا،قلب او را به درد خواهند آورد؛کاملا آگاه بود که قداست "زن" را هر کسی درک نمیکند..
حتی می دانست در طول تاریخ خیلیها به "زن" به عنوان یک ابزار نگاه میکنند...یا شاید به عنوان برده،کنیز،...و یا...
دردناک است...آری...برای خدا نیز فکر نمیکنم راحت باشد که این همه به بنده اش،به مخلوقش بی احترامی کنند...

خداوند "زن" را آفریـــــــد

و سوره ی نساء را نازل کرد برای درک بیشتر انسانها از واژه ی "زن"؛با این همه،با وجود بی احترامی ها،با درک نشدن ها،با ظلم ها،خفتها،با دشمنی هاو با وجود مخالفتهایی که با زن به عمل می آورند...من خیلی خوشحالم که خداوند "زن" را آفرید...و من را در قالب "زن" قرار داد...
مسولیتش سنگین است...خیلی سنگین!

«اینکه زن باشی و از آبشار زیبای موهایت لذت ببری،ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی طوری که حتی تاری از آن معلوم نباشد؛اینکه زن باشی و اندام مناسبی داشته باشی،ولی آن را بپوشانی و پنهان کنی؛اینکه زن باشی و بتوانی زیبا و با عشوه حرف بزنی،ولی نزنی و صدایت را نازک نکنی؛همه اینها ارزش یک لحظه نگاه رضایت بخش بانــو را دارد که برایت دست دعا بلند کند...»1.

خداوند "زن" را آفرید؛فقط بخاطر خلقِ (حضرت فاطمه زهرا (س))؛
واژه ی زن را اینگونه معنا بخشید...در کوچه های مدینه...در پوشش کامل سرور زنان شیعیان،سرور زنان اسلام،بانوی پاکدامنِ ستمدیده و صبور،که ظلم ها کردند به ایشان(که در بین تمام زنان عالم هم که بخواهی تقسیم کنی،حتی ذره ای...ذره ای از آن هم به کسی برسد...یارای مقاومت ندارد...بالاخره جایی کم می آورد...جایی آه از نهادش برمی خیزد...)...بانویمان با هیچ خانمی قابل مقایسه نیست...هیچ پدیده ای در دنیا قابلیت قیاس با بی بی دوعالم را ندارد.


آری،خداوند متعال،همه ی کارهایش از روی حساب و کتاب است،نظم و ترتیب و حساب و کتاب را خودش خلق نموده...هر هماهنگی ای که میبینیم،منشأ و مبدأش هماهنگی ای است که پروردگارمان در جهان،و بین پدیده های مختلف وضع کرده است.پروردگار بی همتا،مولایمان حضرت علی (ع) را آفرید،تا به ما بنده های حقیرش نشان دهد:کسانی هستند که قدر "زن" را بدانند...حضرت محمد(ص)را آفرید،(صلوات)،...تا نشانمان دهد که ارج نهادن دختر به چه شکلی باید باشد...

و من،این بنده ی حقیر،امیدوارم تقصیرم را به بزرگی خودتان ببخشایید که بیش از این قادر به «به تصویر کشیدنِ پاکی،قداست،زیبایی،قدرت و احساس پروردگارمان»که در این موجود ظریف و البته قوی قرار داده است،نمی باشم.
و به یاری عزیزانم نیازمندم؛دستم را بگیرید ای دخترانی که را بانو و سرورمان را پیش گرفته اید...نگذارید در غفلت  و بیخبریِ خودم بیشاز این بسوزم...نگذارید باقی غمر خویش را نیز غرق در طلب های پست دنیایی باشم...
قداست زن را به من بیاموزید؛هرچند که با اندیشه ی کوته خویش،قادر به درک تمامی آن نخواهم بود...ولی یاریم دهید تا به قدر درک اندک خویش،در این دنیا،وظیفه ام را به خوبی انجام دهم،در شناساندن معنای "زن" به افراد هم زمانم.

همیشه در مطالب،حساس بودم که وقتی در مورد خانمی صحبت میکنند،از واژه ی "زن" استفاده نکنند،تا بی احترامی نشود،ولی امروز،در این وبگاه کوچکم،به صراحت در مورد این واژه حرف زدم،و دست کم خودم توجیه شدم که:تقصیر ماست که "زن" را اشتباه معنی کرده ایم(و این را حتی اگر هزار بار بگویم نیز،باز هم کم است).وگرنه،"زن"،بیشتر میتواند این مخلوقات دوست داشتنی و ظریف را(که امیدوارم لیاقت پیدا کنم مثل آنها شوم)،توصیف کند،حتی ده ها مرتبه بیشتر از واژه ی "خانم".

مجال بیشتر سخن گفتن در این پست ندارم،چون از حوصله ی افرادی خارج میشود،افرادی که بیشتر برایم مهم است آنها بخوانند تا دیگران!

والسلام.

توضیحات:1.وبلاگ حجاب دختر مسلمان



تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392 | 12:26 | نویسنده : دختر بارانی | نظرات


  • paper | وب فارسی بوک | وب قالب وبلاگ
  • خرید بک لینک | وب بن تن