تبلیغات
زندگی جدید - روزای قشنگ آخر هفته...
سلام

جمعه با قطار رفتم خونشون.تا پیام خودشوبرسونه بعد از ظهر شد...چون نتونستیم باهم باشیم،غروب منو با خودش برد تهران...
شبم خونه خودش بودیم.

خیلی خوش گذشت.دیروز خودم با اتوبوس اومدم خونه مون.تا به همسریم ثابت بشه که میتونم از پس خودم بربیام


تاریخ : یکشنبه 28 دی 1393 | 14:30 | نویسنده : دختر بارانی | نظرات


  • paper | وب فارسی بوک | وب قالب وبلاگ
  • خرید بک لینک | وب بن تن